
به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز به نقل از پایگاه خبری قشم آزاد ،وقتی می آمدیم بیرون یادمون می رفت چرا ناراحت بودیم آخه دریا ناراحتی را از ما می گرفت ، آنقدر در خوشی دریا بودیم که فکر نمی کردم روزی خاطرات بچگیمو دیگه نبینم خاطراتی که امروز زیر هزارن تن خاک دفن شدند .
یادش به خیر کنار ساحل وقتی می رفتیم منجلی (نوعی ماهیگیری ) ، وقتی می رفتیم کنار دریا و کالنگ جمع می کردیم و سینگو ( خرچنگ ) می گرفتیم وقتی کنار دریا قایق سواری می کردیم و با قوطی روغنی قایق می ساختیم و با خاطرات خود تا اوج امواج دریا می رفتیم .
یادش بخیر وقتی تراکتور قایق ها رو بالامی کشید ( برای حمل قایق موتوری به ساحل از تراکتور استفاده می شد) ما هم سوار می شدیم و عشق دنیا رو داشتیم .
حالا به جای قایق موتوری ماشین اومد اون هم چقدر زیاد ، یادش بخیر لنچ های کنار ساحل و بچه ماهیها ماتیتارو ، به جای اون همه خوشی پاساژ اومد ماشین اومد نه چی میگم غصه اومد همش ببین بدبختی رو ، قشنگی نیست ، بلندی نیست ، عشقی نیست ، کنار ساحل که می رم یاد می کنم دریا رو ، یاد می کنم خدا رو ، ولی انگار حالا پول میاد کنار ما ، غصه می یاد کنار ما ،بچه هامون نمی دونند ، زندگی قشنگ چیه ، فکر می کنند مجتمع ها زندگی شیرین شده ، آرزو داشتم که فقط اسکله تخته ای (اسکله قدیمی شهر که از میراث گذشتگان مردم قشم بود ) خراب شده دیگه دریا رو نگن می خوان خرابش بکنند، تو دنیای که واسه یک وجب خاک قشنگ اینهمه پول می دن نمی دونم چرا ، تو شهر ما اینطوریه ، طلا رو به جای بدل می دن !!!
می بینم همش می گم یادش به خیر ، آخه دیگه اون شادی ها اون غصه های شیرین ، اون قشنگی ها و قصه ها ، همه پر ??? کنار ساحل که می رم سایه سنگین می بینم ، دریا نبود نمی دونم ، خشکی شده دنیای ما ، دیگه نمی بینم خوشی بچه گانه رو .
این روز ها که تصرف ها زیاد شده نمی دونیم به کیا گیر بدیم و کجا بریم به هر دری زدیم جوابی نیومد فقط سایه برج های بلند بیشتر و بیشتر داره می شه ، امید داریم توسعه جزیره قشم مثال افتادن گرگ به گله گوسفند نشه !!!
وقتی همه می دونند دریا خوری در جزیره قشم محرزه و چشم و گوششون رو می ببندند به همه چیز مانمیدونیم چی بگیم فقط می گیم مردم قشم دل تنگ ساحل ناز این جزیره اند و از دوری آن ناراحتند .
بازم می نویسم براتون ، آخه غصه هامون زیاد شده…
انتهای پیام/ی
- - , .
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان