خرید بک لینک

از رییس جمهوری؟ خب به او چه مربوط که یک راننده در مسیر چرت زده و ماشین واژگون شده و عده ای دانش آموز مرده اند.

از وزیر آموزش و پرورش؟ بنده خدا تازه سکان وزارت خانه اش را به دست گرفته. از کجا بداند؟

از وزیر راه و شهر سازی؟ این جاده بندرعباس- شیراز مگر در زمان صدارت ایشان کشیده شده این چه سوال ابلهانه ایست !!؟؟

از استاندار هرمزگان؟ مگر آقای جادری می تواند صبح تا شب بررسی کند ببیند کدام اتوبوس به کجا و کی می رود؟

از آموزش و پرورش که می گوید حرکت اتوبوس در شب، برابر بخشنامه بوده است.

اصلا از مسئول تخصیص اعتبار بپرسم؟ به ایشان چه مربوط بر فرض پول داشتند و با هواپیما دانش آموزان را می فرستادند. هواپیما هم ممکن بود سقوط کند. بالاخره قضا و قدر است.

از راننده اتوبوس؟؟ بنده خدا خودش هم مرده و مرده زبان ندارد.

پس از چه کسی بپرسم "بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ؟"

هفته دیگر، تیتر های روزنامه هم از ما نخواهند گفت اما مادرهایمان هر روز صبح ساعت شش و نیم از خواب می پرند و فکر می کنند دیر شده باید ما را زودتر از خواب بیدار کنند تا برویم مدرسه.

سراسیمه به اتاقمان می آیند و یادشان می آید که ما دیگر هرگز بیدار نخواهیم شد و از بلوغ عبور نخواهیم کرد .

اما کاش، این مرگ، مرگ ناگهانی که ما را در آغوش دردناک و کوبنده خویش کشید کسان دیگری را بیدار کند....

ما البته مرده های نجیبی هستیم. ما به هم می گوییم هیس. به هم می گوییم به خواب پدرهامان باید بیاییم و به آن ها بگوییم بلند بلند گریه نکنند تا چرت تهران پاره نشود. ما هنوز در استانمان مدرسه هایی داریم که در گرمای 50 درجه کولر ندارند.

آبسردکن ندارند. حتی نیمکت درست یا حیاطی که در آن بدوند ندارند. دیگر این چه توقعی است که ما را با هواپیما به اردو ببرند. حالا عضو فرزانگان بودیم که بودیم. این همه فرزانه!!!

اصلا مگر هر کس عضو فرزانگان بود باید از او مراقبت کنند؟!!! این چه توقعی است؟؟ پول بیت المال را بدهند مراقب ما باشند؟ پس آن بیچاره هایی که به میلیارد ها تومان پول احتیاج دارند از کجا بخورند؟

ما هرمزگانی هستیم. زنده هم که بودیم صدایمان در نمی آمد؛ حالا که مرده ایم.

ما در پایتخت اقتصادی ایران زندگی می کردیم. نه !! یک دفعه سوء تفاهم نشود. ما از آن پایتخت های خوش آب و هوا نداشتیم. از آن پایتخت های با امکانات نداشتیم.

ما فقط اسم شهرمان شاهراه و پایتخت و قطب اقتصادی کشور بود. همین !!! از این عنوان های پر طمطراق و دهن پر کن آب هر شهری گرم شد، شد، طوری نیست....

ما اهل جنوب کلا سخاوتمندیم. گاز زیر پایمان را هم می بخشیم و خودمان با کپسول گاز سر می کنیم.ساحل دریایمان را هبه می کنیم. معادنمان را هدیه می دهم. ما خیلی نجیبیم. ما مُرده ایم.....

امضاء

یک دانش آموز مرده

م.امیرزاده

برچسب: كدامين,شدند؟,بِأَيِّ,ذَنْبٍ,قُتِلَتْ, نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: پنجشنبه 16 شهريور 1396 ساعت: 12:34

صفحه بندی