
* حکم نگرفته ها عجله کنند
در روزهای گذشته هراتی از سرپرستی نوسازی مدارس رفت و احمدی با حکم سرپرستی جایش را گرفت.
کمی آن طرف تر مدرس با حکم سرپرستی به منارجنبان معاونت عمرانی استانداری رفت و دوران سرپرستی شیرخانلو در یکی از متزلزل ترین زیرمجموعه های استانداری به پایان رسید.
این سرپرست ها بازی ها و امضای احکام در دو سه ماه گذشته چنان شتاب گرفته که هر نداند ممکن است فکر کند نه تغییر هیات دولت، بلکه زبانمان لال تغییر بنیادی در راه است و باید از اندک فرصت باقیمانده، استفاده کرد.
* "من" هستم پس هستم
در ادامه همین حرف و حدیث های رفتن و ماندن ها به سید شرق استان می رسیم که همچنان در اظهارات و سخنرانی های این بزرگوار از هر 10 کلمه، 15 کلمه اش را " من " تشکیل داده و بقیه، حروف ربط و اضافه اند.
ایشان در سخنانی پیرامون آینده مدیریت عالی استان فرموده اند:
" من" به شما اعلام می کنم جادری به احتمال 90 درصد می ماند."
" من" تمایل دارم ایشان بمانند.
" من " با افراد نزدیک به دولت و وزرا صحبت کرده ام...
حدود دو هفته قبل نیز ایشان در سخنرانی دیگری در هشتبندی فراز دیگری از این " من نامه " های مبسوط را ایراد فرمودند.
البته در نفوذ و قدرت و توان لابی گری و رایزنی و حتی دعوا و یقه گیری بزرگان شکی نیست که همه این ها در جاهایی امتیازها و برکاتی هم برای استان داشته اما انتظار اندکی تواضع هم، خواسته ای گزافه نیست.
به قول دوستی ظریف ( نه آن ظریفِ وزیر) حتی امام راحل هم وقتی گفتند آن دولت را عوض می کنند و توی دهن آن دولت می زنند فرمودند " به پشتوانه ملت".
اگر سید بزرگوار ما در شرق استان به پشتوانه حکم معروفی که از حضرت امام راحل دارند و در تمام جلسات رسمی و غیر رسمی و عزا و عروسی از آن حرف می زنند ( که صد البته جای افتخار هم دارد) خود را صاحب حق غیر قابل تقسیم برای تمام عزل و نصب های استان می دانند، بد نیست دلسوزان و مشاوران و عقلای قوم به ایشان یادآوری کنند آن حکم، اجازه ای در باب وجوه شرعی خود حضرت امام بود نه در باب تصمیم گیری یک تنه درباره امور حاکمیتی و سرنوشت مردم یک استان.
* شام و شورا و تهدیدهای شکمی و حرف شین
سریال شورا و انتخاب شهردار هم به جاهای هیجان انگیزش نزدیک شده و همه منتظر پایان غافلگیر کننده آن هستند اما حاشیه های این ماجرا هم مثل پشت صحنه فیلم ها و سریال ها جذاب و دیدنی و شنیدنی ست.
یکی از این حاشیه ها تهدید شکمی منتخبین شورای جدید است.
ماجرا از این قرار است که به دنبال برگزاری نشست های غیرعلنی شورای جدید، یکی از اعضا که انتظار می رفت طرفدار پر و پا قرص رسانه و مصاحبه باشد، همکارانش را از نزدیک شدن به رسانه ها منع و تهدید کرده:
" هر کی مصاحبه کرد باید به بقیه شورا شام بده "
این هم از آن تهدیدهای عجیب است که در پاسخش باید گفت برادرجان ببین داری کیو از چی می ترسونی.
برخی از این عزیزان از سه ماه قبل انتخابات به تمام شهر شام می دادند حالا شما این بزرگواران را از یک شام 11 نفره میترسونی؟
یک نکته ادبی هم در ماجراهای شورا کشف کرده ایم و آن تکرار و تاثیرگذاری حرف شین است.
دقت کنید: شورا- شهرداری- شام- شهردار و حتی امام جمعه محترم بندرعباس هم در خطبه های نماز جمعه یک اشاره ظریف به این جناب شین فرموده و گفتند: " الهی بشکند مُشتی که بخواهد شهرداری را در مُشتش بگیرد" که تکرار پنج شین در همین یک جمله گویای نگفته های بسیار است.
* اُم آمبولانس رقیب اُم لیلا
تولد نوزاد قشمی در آمبولانس، چتر زایش های آمبولانسی را گسترده تر کرد.
اگر بر خلاف آنتن دهی موبایل که توفیق چندانی برای پوشش حداکثری جغرافیای استان ندارد، زایش های ماشینی در چند شهر باقی مانده استان هم اتفاق بیفتد، کلکسیون آن تکمیل می شود و این زایشگاه پرتابل می تواند خود را رقیب بی چون و چرای بیمارستانهای تخصصی و فوق تخصصی بداند.
* هزار کیلومتر راه شیری، سنگ بزرگی که به هدف خورد
آخرین برگ شنبه نامه این هفته را با راه شیری به پایان می رسانیم.
مدیر کل راه و شهرسازی هرمزگان که رابطه شکرآبی با رسانه ها دارد سال گذشته وعده ساخت یکهزار کیلومتر راه روستایی در کمتر از یکسال را اعلام کرد.
اگر چه بسیاری از ناظران ادعای راه شیری را با عینک مهندسی تیره و تار می دیدند و حتی وزیر راه نیز حاضر به دست گرفتن گلنگ شروع آن نشد و خبر هرمزگان نیز از آن به عنوان ادعای احمدی نژادی یاد کرد، اما ظاهرا وعده شیری در راه روستایی به بار نشسته است.
بر همین مبنا خبر هرمزگان تیتر " وعده احمدی نژادی" را به سنگ بزرگی که به هدف نشست تغییر می دهد.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان