خرید بک لینک

به گزارش شبکه رسانی هرمز؛ خداوند حس زیبایی دوستی را در سرشت ما قرار داده است. حس زیبایی یکی از ویژگی های مخصوص انسان است که ریشه در فطرت او دارد خودآرایی و زینت به عنوان بخشی از حس زیبایی، نه تنها آثار بسیاری در روح و روان فرد دارد بلکه موجب تعالی و رشد افراد جامعه نیز می شود. آفرینش انسان به گونه ای است که همواره از حالت یکنواختی گریزان بوده و در مقابل همیشه از تحول و نوآوری از روی آگاهی و به صورت تدریجی و آرام صورت پذیرد، ظاهر زندگی آدمی خوشایند و دلپذیر می سازد بنابراین می توان گفت میل به خودآرایی و زیباسازی محیط زندگی امری فطری است که به برکت آن، هم زمینه آراستگی صورت ظاهری محیط زندگی انسان فراهم می گردد و هم انگیزه تعالی و تداوم زندگی اجتماعی و روابط انسانی تقویت می شود.

از مسائل اجتماعی که هم در ایران و هم در سایر کشورهای در حال توسعه میxadتوان مشاهده کرد گرایش مردم به مدگرایی است که قشر آسیب xadپذیر جوان را تهدید میxadکند. در خصوص مسائل مد گرایى و گزاره هایى از این دست باید این را در نظر داشت که مد بازتاب و انعکاس لایه هاى زیرین فرهنگى جامعه است ؛ یعنى وقتى فرهنگ جامعه از یک عمق و غنایى برخوردار باشد و از یک دست مایه هاى فلسفى بهره برد، بازتاب و انعکاس این دستمایه هاى فرهنگى در رو بناى جامعه به صورت ظاهر تجلّى پیدامى کند . این تجلى در هر عصر و هر مقطع و هر دوره که عموماً این دوره ها امروزه مقاطع ده ساله را در بر مى گیرد ، تحقق می یابد.

این رویکردها، نسبت به زیر ساخت هاى فکرى و فلسفى جامعه که بازتابشان را به صورت مد مى بینیم ، جدیدند ؛ ولى عمرى به درازاى زیر ساخت هاى فکرى مردم دارند . پس در واقع هیچ گاه مد و پدیده هاى نو در ظاهر رفتار و گفتار و کردار افراد دفعتاً بوجود نمى آیند ، حتماً از ریشه خاصى نشأت مى گیرند که آن ریشه در مبانى فلسفى جامعه وجود دارد و به عمق ها و لایه هاى زیرین جامعه بر مى گردد. پس اگر بخواهیم انعکاس لایه هاى زیر ین فرهنگى جامعه را علنى و شفاف و عریان ببینیم ، در قالب مد خودش را نشان مى دهد . البته مد گاه جعلى است و گاه اصیل و ریشه دار است ؛ یعنى از لایه هاى زیرین جامعه و نشأت گرفته است.اگر مد تقلیدى آگاهانه یا جاهلانه از گزاره هاى مربوط به مبانى فکرى یک جامعه دیگر باشد، جعلى است و نوعى حرکت تقلیدى شمرده مى شود.

مُدگرایی یا مُدپرستی به توجه افراطی به مد و پیروی جدی از آن اطلاق میشود. مدگرایان که گاهی به آنها «قربانی مد» نیز گفته میشود، ممکن است دچار مشکلات جسمی و روانی مختلف شوند.

مد، در لغت به معنای سلیقه، روش و اسلوب بکار برده می شود و در اصطلاح عبارت از روش و شیوه ای موقتی که براساس ذوق و سلیقه افراد یک جامعه، سبک زندگی را تنظیم می کند. مد همان شیوه تازه ای است که به وجود آمده و عده ای طبق آن رفتار می کنند. مد، شیوه زندگی، حرف زدن، لباس پوشیدن، آرایش خانه و وسایل آن، حتی کسب و کار و در جدیدترین نوع آن فکر و اندیشه را نیز شامل می شود. مد به خودی خود و در حد اعتدال، مذموم نخواهد بود و در صورتی می توانیم آن را ارزشگذاری کنیم که آثار مثبت و منفی آن را در جامعه ارزیابی کنیم.

پس در واقع هیچ گاه مد در ظاهر، رفتار، گفتار و کردار افراد دفعتا به وجود نمی آیند، حتما از ریشه خاصی نشأت می گیرند که آن ریشه در مبانی فلسفی جامعه وجود دارد و به اعماق و لایه های زیرین برمی گردد. پس اگر بخواهیم انعکاس لایه های زیرین فرهنگی جامعه را علنی و شفاف و عریان ببینیم، در قالب مد خودش را نشان می دهد.

انسان به گونه اى آفریده شده که همواره از حالت یکنواختى گریزان بوده و در مقابل، از تحول و نوآورى در زندگى استقبال مى کند. این تمایل در حالت عادى و در صورتى که پذیرش تحول و نوآورى از روى آگاهى و به صورت تدریجى صورت پذیرد، ظاهر زندگى آدمى را خوشایند و دلپذیر مى سازد. بنابراین میل به خودآرایى و زیباسازى محیط زندگى امرى فطرى است که به برکت آن، هم زمینه آراستگى صورت ظاهرى محیط زندگى انسان فراهم مى گردد و هم انگیزه تعالى و تداوم زندگى اجتماعى و روابط صحیح انسانى تقویت مى شود. بدین سان عواملى که موجب ایجاد نفرت و انزجار افراد از یکدیگر و یا موجب یکنواختى زندگى بشر مى شود، از محیط حیات اجتماعى دور شده و جنبه هاى مثبت کمال خواهى و زیبایى دوستى انسان، روز به روز شکوفاتر مى گرد

البته گرچه یکى از جلوه هاى کمال جویى و زیبایى دوستى انسان به ویژه در دوره جوانى توجه به زیبایى ظاهر است اما باید مراقب بود این فرایند، از حالت طبیعى خود خارج نشود زیرا همه استعدادهاى فطرى اگر از حالت طبیعى و معقول خود خارج شوند، جنبه انحرافى پیدا کرده، آثار سویى به بار مى آورند.

وقتی مد محور اصلی زندگی فرد باشد تمام مدت به زندگی دیگران چشم دوخته است تا وسایل جدید را شناخته و تهیه کند و اگر این امکان برایش فراهم نشود، مشغولیت ذهنی شدیدی پیدا می کند و این حس حسادت امان او را می برد بخصوص که جریان مد و تغییرات آن بسیار سریع و کوتاه مدت است و این فواصل کم باعث ایجاد فشار مالی و ذهنی زیاد به فرد می شود عده ای از افراد بر این عقیده اند که توجه به مدهای جدید و روز در کل تجددگرایی، انسان را اسیر و در بند خود می سازد.

انکار و بودنی، که شاهرگ حیاتش در گرو تابعیت و تقلید انسان است. حالا هر قدر این انسان از وابستگی های فرهنگی و اعتقادیش دور شود و یا دورش کنند، طبیعتا به دنبال پر کردن خلا شخصیتی، به سوی تقلید و تبعیت و مدگرایی کشیده می شود یکی از شاخصه های بحران هویت را می توان مدگرایی دانست. «برنارد» معتقد است که مدها مانند هوس های اجتماعی بی ثبات و غیر منطقی اند. فردی که قادر به یافتن ارزش های مثبت پایدار در فرهنگ، مذهب و ایدئولوژی خود نیست، ایده آل هایش به هم می ریزد. چنین فردی که از در هم ریختگی هویت رنج می برد، و نمی تواند ارزش های گذشته و حال خود را ارزیابی نماید و برای آینده برنامه ریزی نماید، در چنین موقعیتی برای پر کردن خلاء شخصیتی به سوی ناهنجاری ها و رفتارهای خاص کشانده می شود.

همانندی و پیروی از مد، را می توان تلاش فرد برای یکسان شدن با شخصی دانست که به هر دلیل مورد توجه اوست. این همانندسازی می تواند از ابعاد مختلف اعم از کلامی، پوششی، نگارشی و مانند آن پدید آید. زمانی شخص به دنبال مدگرایی می رود که کارکردی برایش داشته باشد، با مد شخصیت سازی می کند و یا هویت یابی؛ فرقی نمی کند حتی برای همگونی با گروه همسن هم به مدگرایی کشیده می شود.

در جامعه ای که اختلاف طبقاتی شدت دارد، این اختلاف طبعا در نوع خانه، مدل اتومبیل، سبک زندگی، نوع شغل و مخصوصا در نوع لباس و آرایش ظاهر، منعکس می شود.

گرایش به مدپرستی و مدگرایی علت های اجتماعی و روانی متعددی دارد. فاصله تبدیل شدن یک رفتار به هنجار و ناهنجار، به عوامل زیادی بستگی دارد.

ـ بی گمان یکی از خصوصیات انسانی میل به متفاوت بودن و تمایز از دیگران بخصوص در دوران نوجوانی و جوانی، است و این در جلوه های انسانی به صورت خودنمایی، تنوع طلبی و نوگرایی بروز و ظهور می کند.

ـ ضعف اراده و اختیار بر تصمیم و پایداری و کنترل هیجانات، عواطف و بیان اندیشه ها، افراد را به سوی نوعی از خودبیگانگی و بی هویتی سوق می دهد و گرایش به همرنگی، مدگرایی را در افراد تقویت می کند.

تغییر و تبدیل از ویژگی های طبیعی انسان و جهان است و در مسیر آن نوگرایی و به روز بودن خودنمایی می کند.

از آغاز زندگی و تقریبا سال هایی که آدمی خود را می شناسد، ناخودآگاه به تقلید از رفتار و عملکرد دیگران می پردازد. و متعاقب آن، بخش هایی از شخصیت دیگران را که مورد توجه او قرار می گیرد، به عنوان الگو و سرمشق می پذیرد.

مدگرایی نیز موجب از بین رفتن اراده مدگرایان می گردد. آنان از خود، اختیاری در انتخاب نوع پوشش و مد ندارند. کاملاً مطیع مد و مدسازان جهانی اند و ایشان مقلدانی بیش نیستند. هر چیزی که تبدیل به مد شد ـ زشت یا زیبا فرقی ندارد ـ آنان را در بند خود می سازد.

البته مد گاه جعلی است و گاه اصیل و ریشه دار است؛ یعنی از لایه های زیرین جامعه نشأت گرفته است. اما اگر مد، آگاهانه یا جاهلانه از گزاره های مربوط به مبانی فکری یک جامعه دیگر باشد، جعلی است و نوعی حرکت تقلیدی شمرده می شود.

یکی از ویژگی های متمایز تمدن جدید نسبت به تمدن های پیشین، اهمیت یافتن جسم بشر است. نه به این معنا که در تمدن های پیشین جسم بی اهمیت بوده و نوعی زهدگرایی بر بشر آن دوران مستولی بوده است.

تمایز این ویژگی در استعلایی است که جسم بشر پیدا کرده به طوری که جسمانیت امروزه به یک نظام معنایی و هویت بخش تبدیل گشته که خود را در عادات، نشانه ها و نمادهایی باز تولید می کند.

یکی از نشانه هایی که نظام معنایی جسمانیت خود را در آن باز تولید کرده و بدین وسیله کارکرد مشخص مادی خود را نیز حفظ و توجیه می کند پدیده مد است.

جامعه شناسان مد را نمادی از شیوه زندگی و ابزاری نمایانگر ثروت، رفاه و پایگاه طبقاتی که خود به آن تعلق دارد، تعریف می کنند.می توان مد را یک پدیده اجتماعی دانست پدیده ای که از نظر جامعه شناسان دارای یک خصیصه همرنگی با جماعت است و باعث شباهت فرد به اشخاص دارای موقعیت بالاتر می شود، به عبارتی مد اشاعه سریع کالا یا گرایش به یک رفتار در میان قشر یا قشرهایی از جامعه است که می تواند ناشی از نیازهای روانی، نقاط ضعف افراد، حس برتری طلبی، تجددخواهی، نوجویی، تنوع طلبی، میل و هوس شخصی، چشم و هم چشمی، احساس کمبود، تمکن مالی و … باشد و دارای رواج ناگهانی و کم دوام است و به سرعت تغییر می یابد.

کمال طلبی، بهتر بودن و اجتماعی بودن همه از نیازهای فطری بشر است. اگر این پدیده از او گرفته شود، منزوی و غیر اجتماعی خواهد شد. در فرآیند اجتماعی شدن، فرد با الگو و مدهای دیگران مواجه می شود و گاهی بعضی از آنها را برای رونق و تازگی بخشیدن به زندگی، الگوهای رفتاری خود قرار می دهد، با این نگاه می توان گفت مد خوب است و تازه و آراسته بودن بهتر از کهنه و نامرتب بودن است، اما مدزدگی بد است و مد فریبی بدتر …

مدها الگوهای فرهنگی ای هستند که توسط بخشی از جامعه، پذیرفته می شوند و دارای یک دورهى زمانی نسبتا ًکوتاه اند سپس فراموش می شوند. بنابراین، «مدگرایی» آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آن که الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن یکی پیروی نماید.گسترهى مد به اندازهى گسترهى زندگی انسان است و تمامی شئونات آن را در بر می گیرد. تغییرات مدگونه، در: علوم و فنون نظریه ها، گرایش به جنبه های مختلف علمی، الگوهای تربیتی، سبک منش و رفتار، پوشش، آرایش، محیط آرایی و … قابل تسرّی است.

مد و مدگرایی پدیده ای است که کمابیش در میان همهى اقشار جامعه وجود دارد، اما دراین میان، جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به «مد» اهمیت می دهند و «مدگرا» هستند. امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه ای، ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشکل تر شده است و چه بسا زمینه های موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعهى خویش رو آورند. یک روز مانتوهای بلند و روز دیگر مانتوهای کوتاه، یک روز آرایش موی سر به سبک آلمانی و روز دیگر موهای بلند واصلاح نشده، زمانی شلوارهای با پاچهى گشاد که روی زمین کشیده می شود، و زمانی دیگر، شلوارهای تنگ و کوتاه، مد می شوند. اگر از این همه افرادی که عادت کرده اند رفتار و نوع و سبک لباسشان را طبق آخرین مدهای رایج تنظیم کنند، بپرسید که به چه علت این کار را کرده اند، یا مثلاً این آرم و کلمهى روی لباس آنها چه کارکردی دارد، به سختی بتوان پاسخ متقاعد کننده ای شنید، جز آن که: «خب، قشنگه!»، «برای این که مده!»، «همه می کنند!» و …
این پاسخ ها گرچه سطحی به نظر می رسند، اما در یک تحلیل روان شناختی نشان دهندهى نوعی از «تعلّق گروهی»، «نوجویی»، «تنوّع طلبی» و گرایش جوانان به «امروزی شدن» است و کاملاً یک پدیدهى طبیعی و نابهنجار در جهت ارضای این نیازها محسوب می شود؛ اما از آن جا که هماره کالای مد شده، شیوه های رفتاری، هنجاری و ارزش های خاصی در بین جوانان و نوجوانان رونق و شیوع می یابد و مد، عاملی می شود برای انتقال هنجار و ارزشی از جامعه ای به جامعه ای دیگر، بررسی زمینه ها و پیامدهای مدگرایی، یکی از موضوعات مهم در جامعهى ما محسوب می شود که این نوشتار، نگاهی است گذرا به همین موضوع.

در یک نگاه کلّی و جامع نگر، مدگرایی را می توان ناشی از عوامل و زیر ساخت های تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی و روان شناختی دانست.
ریشه های تاریخی مدگرایی به سال های بسیار دور بر می گردد. با نگاهی به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه که پای ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه که دورهى حسّاسی را در تاریخ ایران رقم زد، فصل متفاوتی در مدگرایی ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضا شاه با سلطهى سیاسی بر کشور، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مدهای مختلف در ایران (و بخصوص در بین قشر جوان)، رایج گردیده است.

گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعاریف متمایز از یکدیگرند، اما سیر تحولات تاریخی- اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن، تبادر می کند، زیرا پس از رشد تکنولوژی در اروپا، سنّت ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج، اندیشه ها، طرز زندگی و نوع لباس را تغییر داد.
همین طور در ایران و کشورهایی نظیر آن، رشد صنعت در رأس شعارها قرار گرفت و خیلی زودتر از آن، نوع تفکر، طرز زندگی و آداب لباس پوشیدن، دستخوش تغییر شد.
میل به اروپایی شدن در جامعهى ایرانی باعث شد که به جای بازسازی و نوسازی چارچوب اقتصادی-اجتماعی جامعهى خود، به نماها و نمادها و ظواهر صنعتی شدن توجه کنند که مهم ترین نمای اروپایی شدن، پوشیدن لباس های اروپایی و ترویج مدهای غربی به شمار می رفت.
ایرانیان بر این باور شدند که باید خود و فرهنگشان را اروپایی کنند، تا بدین ترتیب از ضعف و عقب ماندگی رهایی یافته، در ردیف کشورهای پیش رفته قرار گیرند.

شرکت های تولیدی از طرق روان سنجی و شناخت روحیات افراد جامعه و با توجه به همین روحیهى نوگرایی و میل به امروزی شدن در جوانان، هر روز، یک فرم شلوار، پیراهن، کفش، کلاه، عینک، آباژور، کاغذ دیواری، گوشی تلفن و… را عرضه می کنند و اندک تغییری از جانب آنها، یک مد جدید می شود و حتّی گاهی برای آن که کالای تولیدی شان زودتر در جامعه مد شود، از یک فرد مشهور (مثل یک هنرمند سینما یا ورزشکار)، با اعطای مبلغ زیادی پول، می خواهند که برای یک بار هم که شده، از آن کالای جدید استفاده کند و در فیلم یا صحنهى تلویزیون، ظاهر شود.
یکی از دلایل عمده ای که تولید کنندگان و طرّاحان خارجی توانسته اند در سطح جهانی برای خود، جایی باز کنند و مد آفرینی داشته باشند، آشنایی آنها با مبانی روان شناختی «تأثیرگذاری» و به کارگیری روش ها و اصول فنّی مناسب در کار است، در حالی که تولید کنندگان داخلی و محدود، معمولاً به الگوبرداری و تقلید از آنها می پردازند و به نحوی مدهای غربی را در جامعه ترویج می کنند.

مدگرایی، گرچه ریشه در نیازهای طبیعی جوانان دارد و برخاسته از روحیهى نوگرایی جوانان است، اما به لحاظ آن که مدها و مدل ها نمایانگر علایق و ارزش های مسلّط یک زمان و یک قشر خاص اند و افزون بر آن، می بینیم که امروزه جوانان ما از مدهایی (چون: رپ، هوی متال، و …) پیروی می کنند و ناخواسته به هنجارهایی رو می آورند که چه بسا با فرهنگ و ارزش های اجتماعی ما در تضاد است، پس می توان گفت که مدگرایی در جامعهى تا حدود زیادی کارکرد منفی به خود گرفته است و پیامدهای آن، به شدّت، جوانان ما را تهدید می کند. لذا بحث از آسیب شناسی مدگرایی ضرورت می یابد.

این، چیزی است که از مدگرایی یا مدپرستی جوانان امروز ما به چشم می آید؛ چیزی که شاید بتوان گفت تا حدّی زیادی، ناشی از تقلید کورکورانه و غفلت از خویش است؛ چرا که کلمات و عبارات بالا، شعارهایی آخرین مدهای شخصیتی ای است که غربی ها به جوانان جهان تقدیم کرده اند، در حالی که جوان امروز ما، نگاه خاص خودش، شخصیت خودش و حتی مشکلات خودش را دارد!
تقلید هر روزه از آخرین مدهای رایج در جهان غرب، به چه معناست، جز: از خودبیگانگی، بحران هویت، تزلزل شخصیت، وابستگی اقتصادی، احساس حقارت و …؟ از همه دردناک تر، این است که بسیاری از رفتارها و هنجارهایی که امروزه به عنوان مد در جامعهى ما مطرح است و از سوی عده ای تبلیغ هم می شود، با اصول اخلاقی و ارزش های فرهنگی جامعهى ما به هیچ وجه همخوانی ندارد. روابط بی قید و شرط دختر و پسر، عدم رعایت پوشش اسلامی، آرایش مو و صورت صرفاً به قصد جلب توجه (مثلاً به سبک جنس مخالف و یا به سبک های بسیار پیچیده و وقتگیر)، آرایش مو به سبک جوانان منحرف غربی (مثلاً به سبک همجنس گرایان)، به کارگیری وسایل تزئینی غیر متعارف (مثلاً حلقهى بینی برای دختران و حلقهى گوش و انگشتر طلا برای پسران ) و … همه به نحوی شخصیت جوان مدگرای امروزی را به نمایش می گذارند؛ مدهایی که به اتلاف وقت و انرژی و قابلیت های فکری و سرمایه های مادّی جوانان و خانواده می انجامند و شاید بتوان گفت که هیچ سهم و نقشی در نو شدن و امروزی شدن جوان و جامعه ندارند!

فرهنگ و ارزش های اجتماعی از اساسی ترین عناصر یک نظام اجتماعی هستند که پایهى ارزیابی ما را از پدیده های اطرافمان تشکیل می دهند و در واقع، رفتار ما را نسبت به آنها تنظیم می کنند. بنابراین، در پذیرش یا عدم پذیرش الگوها و مدهایی که در جامعه رواج می یابند، ابتدا باید رابطهى آنها را با نظام ارزشی حاکم بر جامعه و اصول و مبانی مورد قبول آن مردم، مورد ارزیابی قرار داد و میزان همگرایی یا واگرایی آنها را از یکدیگر سنجید.
به عنوان نمونه، مدهای لباس، اگر در عین جذّابیت و امروزی بودن، برخاسته از فرهنگ خودی باشند و با اصول و مبانی اعتقادی و اخلاقی جامعه ما تعارض نداشته باشند، نشانهى خلاقیت و نوآوری جوانان ما بوده، هویت فرهنگی آنان را به نمایش می گذارند. بنابراین، باید تدابیری سنجیده شود تا مدها و مدل ها، هم نیاز به تنوع طلبی و نوجویی و میل به امروزی شدن جوانان را تأمین کنند و هم جوانان ما از پیامدهای منفی مدگرایی، در امان بمانند.

انتهای پیام/م

- - , .

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: سه شنبه 29 دی 1394 ساعت: 16:20

صفحه بندی