خرید بک لینک

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز به نقل از فرهنگ کده ؛ اقتصاد هر کشوری، با تولید ثروت و تولید ارزش افزوده است که جان می گیرد؛ وگرنه جز این اگر باشد، چه اقتصادی و چه تکیه گاهی؟ برای تولید ثروت نیز، مهمترین فاکتور، نیروی انسانی است که الحمدالله، در ایران امروزمان، هم از نظر کیفیت و هم از نظر کمیت، فراوان یافت می شود.

اما بزرگترین مشکلی که در این زمینه، فراروی نیروی های ارزشی می تواند وجود داشته باشد، برقراری نسبت اخلاق با ثروت آفرینی بوده و هست؛ که در همیشه تاریخ، مشکلات خاص خودش را داشته و دارد.

ادیان و مکتب های اخلاقی و دینی مختلف در جهان، غالبا نگاه مثبتی به ثروت آفرینی نداشته اند. چرا؟ چون که این ادیان و مکتب ها، خلای از وجهه اجتماعی شده اند و صرفا به وجهه فردی خود، بسته کرده اند؛ که بخش اعظم آن ناشی از انحرافات و تحریفات آنها بوده است.

در آموزه های مسیحیت آمده است که شتر با بارش، از سر سوزن می تواند رد شود، ولی امکان ندارد که ثروتمند بتواند وارد بهشت شود. یعنی که اولی، امکان عقلی می تواند داشته باشد، ولی امکان عقلی داشتن برای دومی، از محالات است! در بودیسم و هندوئیسم نیز، شاهدیم که مباهات به فقر و نداشتن، به شدت به چشم می خورد. اما ماجرا در دین اسالم چگونه است؟ متأسفانه در این زمینه نیز، انحرافات و تفسیرهای نابجایی وجود داشته و دارد؛ چنانچه که ثروت آفرینی و ثروت داشتن را نفی کرده یا دست کم نگاه جالبی به آن نداشته اند. از سوی دیگر، زمامداری بدون اقتصاد و برنامه داشتن برای آن، شدنی نیست؛ البته شدنی که هست، ولی در نهایت زمامدار، به موجودی منفور تبدیل شده و مردم تحت امر او نیز، در بدترین شرایط زیست خواهند کرد؛ درست چیزی که در کشورهایی چون کره شمالی و سودان و امثالهم وجود دارد.

وجهه اجتماعی و سیاسی اسلام، وقتی جریان پیدا می کند که در آن، یک گفتمان و سیستم اقتصادی سالم و قدرتمند نیز وجود داشته باشد؛ وگرنه به راحتی عرصه را به دیگرانی که اقتصادهای برتری داشته و دارند، واگذار خواهد کرد.در این بین نیز، تولید و ارزش افزوده و مفاهیم مرتبط با آن، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار هستند. در واقع نفی ثروت و ثروت داشتن در اسلام، آنجا اتفاق می افتد که این امر، منجر به اسراف و انحراف و خودنمایی و … می شود. وگرنه اگر ثروت آفرینی، صرف رفاه خانواده و صله ارحام و زیارت و کمک به دیگران و نیز، گسترش کسب و کار برای اشتغال تعدادی بیشتر شود، به استناد روایت های وارده، عین آخرت می شود.

در این زمینه، اسدالله عسگراوالدی، از تاجران معتبر ایرانی، نقل می کند که از حضرت امام پرسیدم که کسب ثروت خوب است یا بد. حضرت امام پاسخ دادند که اگر از راه حلال باشد، نه تنها بد نیست، که خودش فی نفسه یک ارزش است.

خوشبختانه در این زمینه، شاهد تفسیرهای انگیزه بخشی هستیم که نشان می دهد نگاه به ثروت آفرینی در نظام اسلامی، چیزی جدای از نگاه به آن در دیگر کتب ها و ادیان تلقی می شود. به قول آیت الله مظاهری، ما نهج البالغه داریم و کلی روایات و سفارش های دیگر داریم که راه را برای پیشرفت و آقایی مان در جهان باز کرده است؛ پس اگر به جایی نمی رسیم، بی عرضگی خودمان بوده است.

فی الواقع ثروت آفرینی برای رشد جامعه اسلامی و اشتغالزایی در آن، نه تنها خوب که لازم است؛ آنچه که مورد نکوهش قرار می گیرد، ثروت آفرینی از راه های نامشروع، صرف ثروت در مسیرهای غیردینی، استفاده از آن برای نمایش های نابجای اجتماعی و … است.

در زمینه اهمیت ثروت آفرینی، که موتورمحرکه فعالیت های بعدی اقتصادی و نیز شکل گرفتن یک اقتصاد مقاومتی و درون زاست، نگاه رهبر معظم انقلاب نیز قابل احترام است. ایشان در بخش هایی از سخنرانی های خود می فرمایند: ما میخواهیم کشور ثروتمند بشود؛ ما میخواهیم سرمایه گذاری در بخش های تولیدی در کشور عمومیت پیدا کند تولید ثروت فینفسه ممدوح است؛ اگر با نیت کمک باشد، آن وقت حسنه الهی هم هست؛ اجر الهی و اخروی هم دارد و برای اینکه بتوانیم کشور را از لحاظ ثروت ملی به حد استغنا و بینیازی برسانیم، باید سرمایه گذاری و فعالیت اقتصادی و تولید ثروت در معرض انتخاب همه آحاد فعال کشور قرار بگیرد؛ یعنی همه باید بتوانند در این زمینه فعالیت کنندجامع های میتواند تصویر آرمانی یک ملت زنده، بیدار و باهوش قرار گیرد رفاه باشد، هرکس بتواند جامعه اسلامی را ثروتمند کند و ّ که در آن، معنویت و عدالت و عزت و قدرت و ثروت و کارهای بزرگی انجام دهد، ثواب بزرگی کرده است ، کشور ما، کشور ثروتمندی است و میتواند خود را به خوبی اداره کند و بسازد.

حتی میتواند به غیر از زمان حال، زمان آینده را هم پایه ریزی کند و تضمین و تأمین نماید؛ اما مشروط بر اینکه موارد ثروت، به شکل صحیحی مورد ملاحظه قرار گیرد و در آن، اسراف و زیاده روی نشود. برای ثروت آفرینی، نیاز به مسئولیت پذیری و توجه و آموختن مهارت های خاصی احساس می شود. در دنیای امروز، مدیریت کسب و کار و کارآفرینی و …، برای خودشان تبدیل به رشته هایی مهم شده اند. اما قبل از همه این ها، باید از نظر ذهنی، نسبت به آن نگاه مثبت و خوبی داشته باشیم. چطور می توان کاری را که به آن نگاه مثبتی نداریم، به خوبی انجام بدهیم و به سرانجام خوشی برسانیم؟

تا وقتی که تکلیف اخلاق و نسبت آن با ثروت آفرینی در ذهن مان روشن نشده باشد، تلاش برای حرکت آفرینی و ثروت آفرینی نیز راه به جایی نخواهد برد؛ یا دست کم از مسیر غیردینی اش اتفاق خواهد افتاد.

تلاش برای ثروت آفرینی در اقتصاد مقاومتی، شباهت بسیاری با گفتمان غربی آن می تواند داشته باشد؛ نیاز به ذهنیت مثبت و تلاش و پشتکار و دانش و … دارد. اما نیت اصلی آن، کمک به خود و جامعه است؛ که حضرت امیر علیه السلام فرموده اند ثروتمند، در سرزمین غربت، آشناست و فقیر، در سرزمین خویش غریب است.

از سوی دیگر، ثروت آفرینی در منظومه فکری اسلامی و اقتصاد مقاومتی، همراه با تبذیر و اسراف نیست؛ که گفته اند مومن، بارش سبک و کم و نفعش برای دیگران و جامعه خود بسیار است. از چنین منظری، می توان برای همیشه اختلاف مابین اخلاق و ثروت آفرینی را رفع کرد و در راه کمک به جامعه و خود، در این مسیر شروع به حرکت کرد.

انتهای پیام/ی

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 12 تير 1395 ساعت: 17:53

صفحه بندی