
به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛به خیال خیلی ها، اگر در ایران انقلابی پا گرفته است، تمام اتفاقات و بگیر و ببندهایش در پایتخت و چند شهر بزرگ اتفاق افتاده و بس و باقی شهرها فقط در شادی پیروزی آن شریک بوده اند و غافل از اینکه اگر نظام اسلامی در این کشور شکل گرفت، تمام مردم، خواهانش بوده اند و به پایش جان فشانی ها کرده اند. گواهش هم برگ برگ کتاب تاریخ انقلاب است.
کتابی که در هر صفحه اش نشانی از مجاهدت بزرگ مردان شهرهای مختلف کشور را میتوان دید. تاریخ انقلاب با اینکه در بهمن 57 به اوج خود و به ثمر رسید، اما این بالندگی از سال 42 جرقه خورد، همان زمانی که به فرموده امام، سربازان این انقلاب در گهواره ها بودند و در طی این 15 سال همراه این مجاهدت ها رشد کردند.
جرقه انقلاب در یزد
یزد از شهرهایی ست که به حق میتوان از آن به عنوان یکی از حلقه های اصلی پیروزی انقلاب اشاره کرد و شهری که رهبری آن را شیخ مجاهد انقلاب و یار دیرین امام (ره) به عهده داشت. عالمی که امام روح الله(ره) در نبودش در ایران، ایشان را به عنوان مرجعی برای انقلابیون در نیمه جنوبی کشور قرار دادند. همین امر یزد را به نوعی در متن انقلاب قرار داد.
شور مبارزات در این دیار زمانی بالا گرفت که آیت الله صدوقی همگام با سایر علمای انقلابی جشن عید نوروز سال 57 را تحریم کردند و اعلامیه ای که ایشان در یزد منتشر کردند عمق فاجعه را در آن ایام نشان میدهد: سال نو با آه و افغان آغاز میشود سال نو با سفره های آغشته به خون بی گناهان قم و تبریز و سایر شهرستان ها که برای فاع از حریم مقدس قرآن و روحانیت قربانی شده اند به چشم می خورد.
در پی همین اعلامیه بود، که در یزد و اکثر نقاط ایران کسی لباس عید بر تن نکرد. اما حادثه دهم فروردین سال 57 که به مناسبت برگزاری چهلم شهدای تبریز برگزار گردید، شروع و بستر حوادث مهمی برای پیروزی انقلاب در شهر یزد شد.
کشتار مردم تبریز در 29 بهمن 56 ، که در چهلم شهدای حادثه 17 دی ماه قم برگزار شد و حالا یزد سومین حلقه از مراسم چهلم هایی بود که مسیر انقلاب را هموار میکرد.
امام خمینی(ره)درباره حرکت مردم یزد، در اعلامی های اینگونه بیان کردند: «سالم و تحیت بر مؤمنین محترم یزد و سایر شهرهایى که با خون خود بزرگداشت اربعین خونین تبریز را گرامى داشتند. مع الأسف ما باید در اربعینى بعد از اربعین بلکه در اربعینات پنجاه ساله دوره سیاه و عزاى این ملت بزرگ، در حوادثى که در این پنجاه سال از اختناق و قتل و حبس و تبعید و بالاتر از آن از ورشکستگى اخلاقى و فرهنگى به دست این دودمان نشاندار، که در عقب نگه داشتن و به فساد گرایاندن و به فحشا کشاندن نسل جوان ما نقش بزرگى داشتند و الحق مأموریت را خوب انجام دادند، در سوگ بنشینیم و در هدر دادن مخازن زیرزمینى و از آن مهمتر مخاز نروى زمینى که نسل جوان است در عزا باشیم … »(صحیفه امام، ج 3، ص: 379)
چهره های درخشان مردمی یزد در سال 57
درخت انقلاب یزد را خون جوانانی آبیاری کرد، که به ظلم به دست رژیم خونشان ریخته شد. اولین شهید اردبیلی که در حادثه چهلم شهدای تبریز در یزد به شهادت رسید اصغر مرادی بود. با اینکه وی هیچ ارتباطی به شهر یزد نداشت و دانشجوی دانشگاه قزوین بود، تنها دلیل حضورش را میتوان پی بردن به اهمیت و فلسفه برگزاری مراسم چهلم شهدای تبریز در یزد مرتبط دانست.
فعالیت های ماهرانه انقلابی او به ساواک گزارش شده بود. شهید مرادی به همراه چندتن از دانشجویان انقلابی دیگر به یزد آمده بودند تا راهپیمایی چهلم شهدای تبریز را که قرار بود در یزد برگزار شود با شکوه تر برگزار کنند و به این ترتیب در دهم فروردین سال 57 پس از شناسایی شدن توسط عمال رژیم به فیض شهادت نائل شد.
اما دهم فروردین شهدای دیگری را به یزد تقدیم کرد. شهید مهدی قدکفروشان اولین دانش آموز شهید یزدی بود که در جریان تظاهرات دهم فروردین که در پیشاپیش جمعیت حرکت می کرد بر اثر اصابت باتوم عوامل رژیم شاه به شهادت رسید.
رضا نامداری هنزائی یکی دیگر از شهدای راهپیمایی دهم فروردین بود که با اثابت دو گلوله به قلب و سینه اش به فیض شهادت نائل آمد.شهید محمدحسین پارساییان، جوان تنومندی بود که او نیز در دهم فروردین توسط عوامل رژیم طاغوت مورد اثابت گلوله قرار گرفت و بعد از دوازده روز و پس از انجام سه عمل جراحی به فیض شهادت نائل آمد.
ساواک اجازه برگزاری مراسم را به خانواده این شهدا نداد و برای ایجاد فضای اختناق و سرکوب از تحویل پیکر این شهدا به خانواده شان سرباز زد و پس از معطلی فراوان با اخذ هزینه های مختلف از این خانواده ها سر انجام پیکر فرزندان آن ها را به آن ها بازگرداند. آمار دقیقی از تعداد مجروحین این واقعه در دست نیست.
ساواک یزد به تمام بیمارستا نها دستور داده بود که از پذیرش مجروحان خودداری کنند و آنها را تحویل ساواک دهند و همین کار بر شدت نفرت مردم یزد از رژیم شاه افزود. در این بین آقایان راشد و ربانی(سخنرانان مراسم دهم فروردین) دستگیر و بعد از آن به ایرانشهر تبعید شدند.
اما همه این اتفاقات عزم مردم یزد را در سرنگونی رژیم پهلوی به رهبری آیت الله صدوقی راس ختر کرد. ماه مبارک رمضان و محرم سال 57 سخنرانی های آتشین و طولانی ایشان که گاهی به سه ساعت هم میرسید، پرده از چهره واقعی و منحوس رژیم پهلوی برداشت و مردم را آگاه تر از قبل ساخت.
همان سخنان را مردم انقلابی در نوارکاست ضبط میکردند و برای مردم شهرستان ها میفرستادند، که این اقدام در آن زمان به نهضت کاستی معروف شد. با این کار شهرستانها هم در جریان و متن انقلاب قرار میگرفتند.آذر سال 57 مقارن با ایام محرم شد.
آذر سال 57 مقارن با ایام محرم شد و بعد از ماجرای دهم فروردین، تحصن 25 روزه فرهنگیان و تعطیلی بازار در یزد هم اتفاق افتاد، که همین نشان از همراهی طیف وسیعی از مردم یزد با جریان انقلاب داشت و اوج خروش انقلابی مردم یزد را می توان در عاشورای سال 57 مشاهده کرد.
شهید آیت ا.. صدوقی در بیست آذرماه پس از اقامه نماز ظهر عاشورا که در میان خیابان امام خمینی(ره) فعلی برگزار شده بود به همراه نمازگزاران به سمت میدان مجسمه حرکت کردند و مجمسمه شاه را از وسط میدان به پایین کشیدند. عوامل رژیم که خود نیز متوجه روزهای پایانی عمر نظام طاغوت شده بودند شبانه مجسمه دیگر شاه را که در میدان دیگری که امروز با نام سید مصطفی خمینی شناخته می شود پایین کشیدند.
اما به گفته جوانان انقلابی آن دوران، که حالا گرد سن و سال و تجربه بر روی چهر هشان نشسته و یا عک سشان در کسوت شهدا زینت بخش چهره شهرمان هست، ضربه نهایی یک ماه قبل از پیروزی انقلاب در 18 دی ماه 57 و با تسخیر اداره ساواک توسط انقلاب یها در یزد به رژیم زده شد.
در این ماجرا 50 نفر مجروح و سه نفر شهید شدند و «نیری » معاون ساواک یزد هم در این درگیری ها کشته شد. فردای آن روز هم تظاهراتی در پل نواب و در نزدیکی ساواک رخ داد، که منجر به شهادت یکی از جوانان انقلابی شد. همین کار سرمشق دیگر شهرها هم قرار گرفت و بعد از آن اداره ساواک اصفهان و چند شهر دیگر توسط مردم تسخیر شد.
با اتفاقات دو روز متوالی، دیگر اثری از نیروی نظامی پهلوی در شهر یزد دیده نشد و از روز 20 دی ماه، یعنی یک ماه قبل از پیروزی انقلاب، یزد به پیشواز این پیروزی رفت و حال که انقلاب امام خمینی(ره) به فاصله چندین نسل به ما رسیده است، نشان از عمق این انقلاب در درون نسل ها دارد، که همین موضوع رمز ماندگاری انقلاب است و انقلاب در جای جای این کشور بر زبان مردم زمزمه شد، رشد کرد و به فریادی در گوش استکبار تبدیل شد و باید آن را به سر منزل مقصود در جهان برسانیم. تا فتح تمام قله های جهان با پرچم لا اله الا الله.
انتهای پیام/ی
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان