خرید بک لینک

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ به نقل از هرمزپرس؛متاسفانه اندر احوالات این روزهای برخی از تشکل ها در دانشگاه های ما، تفکرات روشنفکر گرایانه ای است که دیگر اعتنایی به تفکرات انقلابی و واقع گرا ندارد و فقط سعی در سیاه نمایی و نشان دادن چهره ای دیگر از انقلاب دارند و سعی می کنند آن را کهنه و یا به نوعی توجه مخاطبانشان را به دوران قبل از انقلاب و یا به دوران پسا انقلاب جلب کنند، تا بتوانند آنطور که خودشان می خواهند تفکرات انقلابی را تفسیر کنند و یا تفکرات امام خمینی (ره) را به نوعی که دوست دارند مورد نظر خود قرار دهند، بعنوان مثال مطرح می کنند که «امام موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بود.»

و در ادامه پیاده نظام فکری آنها در دانشگاه ها دست به تفسیر های تحریف گونه ای از تفکرات انقلابی می زنند ، مثلا افرادی از قبیل: علی شریعتی، پیمان جزنی، منتظری و بازرگان را به عنوان چهره های انقلابی معرفی می کنند. یادآور می شوم، اینگونه تفکرات بود که باعث شد نیروی انسانی که باید زمان قابل توجهی را برای تحقق آرمان های اسلامی بکار گیرد، زمان خود را صرف پاسخ به تحریف های اینگونه افراد کند.
تاریخ گواه است که فریاد رسای امام خمینی(ره) هنوز در گوشش می پیچد ، امام خمینی(ره) در پیامی به مناسبت سالگرد کشتار خونین مکه و قبول قطعنامه در 29 تیر 1367 با اشاره به ادعاهای آل سعود برای توجیه کشتار حج گذاران، می فرماید: دست نشاندگان امریکا آتش زدن پرچم امریکا را به حساب آتش زدن حرم، و شعار مرگ بر شوروی و امریکا و اسرائیل را به حساب دشمنی با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته اند؛ و نیز مسئولین و نظامیان ما را با لباس اِحرام به عنوان رهبران توطئه معرفی کرده اند!
ایشان در اظهارنظری که نشان از برنامه استراتژیک جمهوری اسلامی برای برداشتن نشان دادن چهره ننگین آمریکا است، تصریح می کنند: از خدا می خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبۀ مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ امریکا و شوروی را به صدا درآوریم.

به فرموده امام خامنه ای (مدظله العالی): «تحریف شخصیّت امام، تحریف راه امام و منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملّت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد.»
دسته ای از عزیزان دانشجو که منتسب به نام های اسلامی هستند، بهتر است که هرچه بیشتر تفکرات خودشان را به احیای شعائر اسلامی تعمیم دهند تا اینکه سعی در اسلامیزه کردن غرب و زیبا جلوه دادن تفکرات روشنفکر مأبانه کنند، که هیچ بویی از اسلام اصیل نداشته و ندارند .

امروز جامعه ما و دانشجویان جامعه ما بخشی از یک نظام اصیل اسلامی هستند و باید بیش از اقشار جامعه تفکرات خود را در راستای تحقق آرمانهای نظام اسلامی بکار گیرند تا امور دیگر، در ادامه شخصیت هایی را نام میبرم که با مقداری تأمل در رفتار و مواضع آنها در برخی از برهه های زمانی بهتر است در انتساب آنها به جریان های انقلابی تجدید نظر شود. و سوالات بسیار جدّی و قابل تأملی مطرح است.

بیژن جزنی: امام خمینی (ره) و فردی مانند بیژن جزنی چه نسبتی با هم دارد؟ سوال اینجاست که اولا چهرهای که در پیروزی انقلاب کمتر از بیست نفر هوادار داشته است که از قضا آنها هم با مردم غیرهمسو بودهاند، در مقابل خیل عظیم مردم پیرو امام (ره) چه محلی از اعراب دارد؟ و ثانیا مردمی که انقلاب به دست آنها به ثمر نشست چه مقدار به این چهرههای غیردینی و دلبسته به بلوک شرق و غرب تمایل نشان میدادند؟ چند نفر از مردم اندیشههای گروه جزنی را میشناختند و به آن تمایل داشتند؟ در مقابل چند نفر از مردم پیرو امام خمینی (ره) و مشی ایشان بودهاند؟ بنابراین سوال اصلی این است که آیا هر کسی در زمان پیروزی انقلاب «چهره» بوده باشد -ولو چهره غیردینی، ضددینی و ضدامام- را میتوان «مرد انقلاب» به حساب آورد؟!
علی شریعتی:در نامه سال 56 شهید مطهری به امام خمینی(ره) ایشان در رابطه با تفکرات شریعتی اینطور می نویسد: به خدا قسم اگر روزی مصلحت اقتضا کند که اندیشههای این شخص (شریعتی ) حلاجی شود و ریشههایش به دست آید و با اندیشههای اصیل اسلامی مقایسه شود صدها مطلب به دست میآید که بر ضد اصول اسلام است و به علاوه بیپایگی آنها روشن میشود.
مهدی بازرگان و منتظری: نامه تاریخی امام خمینی (ره) به منتظری منتشر شده در خبرگزاری فارس در 6 فروردین سال 68 را یکبار مرور می کنیم، وشما خود حدیث مفصل بخوانید از این مجمل :
«با دلی پر خون و قلبی شکسته چند کلمهای برایتان مینویسم تا مردم روزی در جریان امر قرار گیرند.

شما در نامه اخیرتان نوشتهاید که نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم میدانم؛ خدا را در نظر میگیرم و مسائلی را گوشزد میکنم. از آنجا که روشن شده است که شما این کشور و انقلاب اسلامی عزیز مردم مسلمان ایران را پس از من به دست لیبرالها و از کانال آنها به منافقین میسپارید، صلاحیت و مشروعیت رهبری آینده نظام را از دست دادهاید.

شما در اکثر نامهها و صحبتها و موضعگیریهایتان نشان دادید که معتقدید لیبرالها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که میگفتید دیکته شده منافقین بود که من فایدهای برای جواب به آنها نمیدیدم. مثلا در همین دفاعیه شما از منافقین تعداد بسیار معدودی که در جنگ مسلحانه علیه اسلام و انقلاب محکوم به اعدام شده بودند را منافقین از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و میبینید که چه خدمت ارزندهای به استکبار کردهاید.

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را سادهلوح میدانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیلکرده که مفید برای حوزههای علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و میدانید که از تکلیف خود سرپیچی نمیکنم. و الله قسم، من با نخستوزیری بازرگان مخالف بودم ولی او را هم آدم خوبی میدانستم. و الله قسم، من رای به ریاست جمهوری بنیصدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام.»
ولی در مقابل، تجلیل امام از انقلابیون و خدمت گزاران نظام بسیار تفاوت داشت به طوری که در پیامی به مناسبت شهادت شهید بهشتی اینچنین می فرمایند:« بهشتی مظلوم زیست، مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود.بهشتی مثل یک ملت بود برای ملت ما.»

و یا در پی شهادت مظلومانه شهید مطهری می فرمایند: «اینجانب به اسلام و اولیای عظیم الشأن آن و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ضایعه أسفانگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری- قدس سره- را تسلیت و تبریک عرض میکنم.

تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرد و با کج روی ها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد، تسلیت در شهادت مردی که در اسلامشناسی و فنون مختلف اسلام و قرآن کریم کم نظیر بود. من فرزند بسیار عزیزی را از دست دادم و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بود که حاصل عمرم محسوب میشد. در اسلام عزیز با شهادت این فرزند برومند و عالِم جاودان ثُلمهای وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست. »

انتهای پیام/ی

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: شنبه 1 خرداد 1395 ساعت: 16:43

صفحه بندی