
به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی، به همراه فساد موجود در بین طبقه حاکم و محدودیتهای سیاسی، از جمله عواملی بودند که منجر به انقلاب ایران و تغییر حکومت در سال ۱۳۵۷ شدند. در این بین، دانشجویان با اعتراضات خود در داخل و خارج دانشگاه نقش مهمی در پیروزی انقلاب ایفا کردند و دانشگاهها، صحنه تظاهرات و نا آرامیهای سازماندهی شده دانشجویی بر ضد نظام سلطنتی بودند در عوض، دولت امتحانات را لغو نمود و مانع فارغ التحصیلی دانشجویان گردید. دانشگاهها عملاً در یکسال منتهی به پایان حکومت سلطنتی بسته بودند.
پس از وقوع انقلاب، طیفهایی از روحانیون اقدام به حذف چپگرایان، ملیگراها و روشنفکران – که در پیروزی انقلاب نقش داشته و متحد پیشین آنها بودند- از هرگونه عرصه قدرت نمودند و آزادیهایی که در ماههای اول انقلاب وجود داشت بتدریج محدود شد.
انقلاب اسلامی ایران بیش از هر چیز مرهون فرهنگ اسلامی و تعالیم حیات بخش اسلام و تداوم و گسترش چنین انقلابی در گرو بقا و رشد فرهنگ اسلامی در نسل های موجود و آینده است این وظیفه بیش از همه بر عهده نهادهای آموزشی و پرورشی، بخصوص دانشگاه هاست؛ اما بافت دانشگاهی ایران در سال های پیش از انقلاب اسلامی و همچنین نظام آموزشی و محتوای دروس و کتابها بویژه در علوم انسانی آن دوره، متناسب با این وظیفه نبود و چه بسا دانشگاه های ما به وسیله خارجیان هدایت می شد و شکل و محتوای آنها تابع اراده بیگانگان و خط مشی آنها در جهت حفظ و تقویت سلطه سیاسی اقتصادی امریکا و سایر دول استعمارگر بوده است؛ به همین علت پس از پیروزی انقلاب، دانشجویان و استادان متعهد دانشگاه ها تصمیم گرفتند انقلابی فرهنگی به وجود بیاورند تا در سایه آن بتوانند ضمانتی برای بقا و تداوم انقلاب اسلامی و همچنین عامل نیرومندی برای صدور و گسترش فرهنگ انقلاب ایجاد کنند.این کار مستلزم اموری بود که کم و بیش اجرا شده و یا در دست اجراست.
به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی، نیاز به تحول عمیق در فرهنگهای وارداتی در جامعه و خصوصاً در نظام آموزشی و فرهنگی کشور احساس میشد؛ چرا که نظام آموزش کشور که پایه فرهنگ جامعه میباشد، تحت سلطه استعمار پایهریزی شده بود و تأمینکننده نیازهای اساسی جامعه اسلامی و مبتنی بر فرهنگ اسلامی نبود.
از این رو در ابتدای انقلاب، گروههای مختلف وابسته به غرب و شرق، دانشگاه را پایگاهی برای اشاعه عقاید انحرافی خود و نیز کانون مقابله با دانشجویان انقلابی و مسلمان قرار داده بودند و دانشگاه به صحنه زد و خورد و ضرب و شتم گروهکها بدل شده بود.
مردم به منظور مقابله با گروهک ها به راهپیمایی پرداختند و در روز دوم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۹ هجری شمسی درحالیکه منافقین به سلاح گرم و سرد مسلح بودند، مردم موفق به شکست آنها شدند و دانشگاه را تصرف کردند که این حرکت مورد تأیید امام (ره) قرار گرفت.
پیروزی انقلاب اسلامی تحولات شگرف و بنیادی در عرصههای سیاسی،اجتماعی وفرهنگی در پی داشت که انقلاب فرهنگی در حوزه آموزش و دانشگاه از جمله این تحولات است که به دلیل ماهیت فرهنگی انقلاب اسلامی امری اجتناب ناپذیر بود اوضاع نابسامان دانشگاهها و گرفتار شدن آنان در منازعات سیاسی احزاب و گروهها و دور افتادن از وظیفه اصلی خود که همان آموزش بود، به دغدغهای برای مسئولان نظام تبدیل شد. از این رو برای حل اساسی موضوع با حکم امام خمینی انقلاب فرهنگی آغاز و ستادی به نام «ستاد انقلاب فرهنگی» تشکیل شد.
در آن زمان از انقلاب فرهنگی به عنوان انقلاب سوم یاد میشد. ریشه این نوع نامگذاری و انقلاب نامیدن این گونه اقدامات را میتوان اقدام مشابه محمدرضا شاه دانست که اصلاحات اقتصادی و اجتماعی خود در سال ۱۳۴۱ را انقلاب سفید نامیده بود.
برخلاف انقلاب فرهنگی چین که مورد مشابه انقلاب فرهنگی ایران بود انقلاب فرهنگی ایران بصورت کاملاً متمرکزی انجام گرفت یعنی هرچند توده مردم در جاهایی مشارکت داشتند و کمک نمودند؛ ولی در مجموع بصورتی کاملاً متمرکز و از بالا هدایت گردید و تمام برنامهریزیها، سیاستها بصورتی کاملاً فرموله شده صورت پذیرفت
در راستای مدیریت انقلاب فرهنگی در ۲۳ خرداد ۱۳۵۹ ستاد انقلاب فرهنگی تشکیل شد. روحالله خمینی در فرمان خود وظایف این شورا را چنین تعیین نمود.
پس از آن، ضرورت ایجاب می کرد تا دانشگاه ها برای مدتی تعطیل باشد تا تغییر و تحولی اساسی در تمام نظام آموزشی کشور انجام شود، از اینرو دانشگاه ها از آن روز تعطیل شدند تا با مطالعه و دقت و فرصت کافی، تحولی بنیادین و اساسی در نظام دانشگاهی کشور پدید آید و این وظیفه به عهده ستاد انقلاب فرهنگی محول گردید تا اینکه دانشگاه ها در بیست و هفتم آذرماه ۱۳۶۱ش در سالروز وحدت حوزه و دانشگاه، بازگشایی شدند این حرکت با هدف اسلامی کردن دانشگاه ها و خارج ساختن عوامل طاغوتی بود که به انقلاب فرهنگی موصوف گردید.
عمده ترین اهداف انقلاب فرهنگی، تجدید نظر در نظام آموزش و ساختار دانشگاهها و متحول ساختن آن متناسب با نیازهای کشور و تأمین استقلال سیاسی، اقتصادی و رهایی از وابستگی به شرق و غرب و نیز تصفیه دانشگاهها از عناصر وابسته به استعمارگران و ابرقدرتها و بهطور کلی از عناصر ضد انقلاب بود.
هدف از انقلاب فرهنگی دستیابی به دانشگاه اسلامی بود، زیرا که در دانشگاه اسلامی انگیزه ورود به دانشگاه برای استاد ودانشجو تقرب به خالق و خدمت به خلق باید باشد. دانشگاهی است که در آن کسب علم، فریضه دینی تلقی میشود نه منبع افتخار و افاده به دیگران، دانشگاهی است که محل پرورش شخصیتهای متقی و پرهیزکار و اندیشمند باشد.
انقلاب فرهنگی عبارت است از دگرگونی فرهنگ جامعه، عقیده، آداب و رسوم، اخلاق و تعلیم و تعلم به معنای اعم و انقلاب در سیستم آموزشی و محتوای درسی به معنای اخص آن میباشد.دانشگاه اسلامی نه بدان معنی که فقط در آن علوم اسلامی تدریس شود، بلکه دانشگاهی است که در آن از همه جهت حال و هوای اسلامی موجود باشد و علوم، با طرز تفکر و تلقی اسلام عرضه شود.
انسانهایی که به آنجا گام مینهند و مدتی در آن محیط روزگار میگذرانند از آنجا به تعبیر امام «آدم» خارج شوند، معلمانی هم که در آنجا به تعلیم می پردازند ورثه انبیا تلقی گردند. دانشگاهی که در آن تزکیه مقدم بر تعلیم باشد و در عرصهاش، اخلاص حکومت کند. این دانشگاه، دانشگاهی اسلامی است.
انتهای پیام/ی
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان