خرید بک لینک

به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز؛ گسترش شبکههای اجتماعی و استقبال افکار عمومی از این شبکهها باعث شده تا جریانات منحرف به خوبی از آن بهره ببرند و در همسان سازی افکار عمومی با داشتههای انحرافی خود همراه کنند.

در این میان روزنامه نیویورک تایمز مقالهای در خصوص جریان سلفیگری و نقش آن در شکل گیری وهابیت نوشته که تحلیل و بررسی آن خالی از لطف نیست و میتواند تا حدودی برخی برنامههای سلطه جویانه تفکرات انحرافی را روشن کند.

پایگاه خبری المنار لبنان بخشی از سرمقاله نیویرک تایمز در خصوص وهابیت و نفوذ جریانات تکفیری در ارکان مختلف جامعه عربستان را نقل کرده که در این نوشتار به برخی از آن میپردازم.

نفوذ تروریستهای داعش در افکار عمومی عربستان موضوعی است که این روزها ذهن آل سعود را به خود مشغول کرده و با نگاهی حمایتی و هشداری از سر ترس با این جریان تند ضد اسلامی در حال تعامل است در حالی که تروریستها گویا انتظارات بیشتری از اربابان خود در آل سعود دارند و عدم برآورده شدن همه انتظارات، با عنوان خیانت آل سعود به اسلام تبلیغ میکنند.

روزنامه نیویورک تایمز در خصوص نفوذ داعش در عربستان از داخل و دلایلی که این موضوع را آسان کرده به نقش رسانه و نزدیکی ایدئولوژی داعش و وهابیت به پیوند آن اشاره کرده و طی گفتگویی با «کول بونزل» استاد دانشگاه «برینستون» مینویسد: «عقیده وهابیت نقش اساسی در شکل گیری عقیده داعش دارد لذا نمیتوان این دو را جدای از هم فرض کرد به گونهای که داعش همان وهابیت و وهابیت همان داعش است».

البته رژیم آل سعود همواره ارتباط بین خود و گروههای تروریستی را رد کرده و در توجیه این عدم همراهی مقابله با آنان را بهانه کرده است اما همه میدانند که گروههای تروریستی بدون حمایت آل سعود قادر به ادامه حیات نیستند.

اینکه چرا آل سعود از بنیادگرایی اسلامی حمایت میکند و آیا محکوم به حمایت است و یا به دنبال ماجراجویی در جهان اسلام است را باید در جای دیگر جستجو کرد اما آنچه در این نوشتار مد نظر قرار دارد نفوذ داعش در جامعه سنتی عربستان است که تا کنون خودنماییهایی داشته و ممکن است در آینده نیز افزایش پیدا کند.

نیویورک تایمز داعش را تهدید جدی برای آل سعود دانسته و نوشته: «داعش جدیترین تهدید برای نظام سعودی است، زیرا داعش عقیده سعودی را بر علیه خود آنها استفاده میکند و با همان، نظام سعودی را به فساد در دین به بهانه حفظ هیمنه حاکمیت خود متهم میکند اما نظام عربستان (بر اساس آنچه نیویورک تایمز نوشته) معتقد است اسلام سعودی خلافت اسلامی بر اساس آنچه داعش اعتقاد دارد معتقد نیست و نیز علمای بزرگ عربستان فعالیتهای تروریستی را محکوم میکنند».

البته پشت این نوشته نیویورک تایمز اهدافی نیز وجود دارد که از جمله آن تطهیر چهره آلوده به قتل و جنایت آل سعود است که با هیچ کلامی و نوشتاری طاهر نمیشود و اینکه پشت سر تمامی ترورها و جنایات آل سعود و گروههای تروریستی فتوایی از همین علمای وهابی قرار دارد شکی نیست.

آل سعود در حالی بین خود و جریانات تروریستی از جمله داعش فاصله میبیند که منتقدین رژیم این اعتقاد را ندارند و همسان بودن اعتقادات و اعمال داعش با جریانهای سلفی و وهابیت داخل کشورشان را یکی از دلایل محکم این پیوند میدانند و سکوت علمای بزرگ عربستان و در بسیاری موارد صدور فتوا به نفع تروریستهای داعش را بهترین دلیل همراهی رژیم آل سعود و وهابیت حاکم در این کشور با داعش میدانند.

البته در این کشور آنچه رژیم آل سعود اقلیت شیعه میداند و علمای وهابی آنان را کافر میخوانند همواره جریان داعش را جریانی ضد اسلامی و ضد بشری خواندهاند که از داخل مورد تحدید، شکنجه و قتل قرار گرفتهاند که نمونه بارز آن شهادت آیت الله نمر باقر النمر بود.

داعش توانسته از طریق شبکههای اجتماعی و دیگر وسایل ارتباط جمعی افراد همراه خود را در عربستان پیدا کند و آنان را بر اجرای آنچه خود آن را شریعت راستین میخواند قانع کند و برخی برنامههای ترور را پیش ببرد.

با همه این موارد داعش توانست برخی نیروهای امنیتی و پلیس عربستان را توسط بستگان آنان از پای در بیاورد و به قتل برساند.

المنار در این خصوص مینویسد: «در چند ماه گذشته دو مرد، یکی از نزدیکان خود که از نیروهای پلیس عربستان بود اعدام کردند که مأمورین امنیتی یکی از آنان را به قتل رساند و دیگری را دستگیر کرد».

المنار همچنین مینویسد: «شش نفر که با داعش بیعت کرده بودند یکی از نیروهای ضد تروریست آل سعود که نامش «بدر الرشیدی» بود را به قتل رساندند و نیز نوجوانی ۱۹ ساله دائی خود را که از افسران پلیس عربستان بود به قتل رساند و در ویدئویی که برای مادر خود پر کرده بود اظهار کرد که برادرت چون برای رژیم آل سعود کار میکرده و این رژیم طاغوت هست کافر و کشتن آن لازم بوده است».

روزنامه نیویورک تایمز نفوذ داعش را به عربستان هشدار داده بود اما پس لرزههای قتلهای فامیلی به دلیل عقیده و همراهی با نظام، زنگ خطری است که آل سعود به خوبی آن را شنیده اما گویا در منگنهای قرار گرفته که راه برون رفتی از آن وجود ندارد.

انتهای پیام/ی

برچسب: نویسنده: محمد رضا جوادیان تاريخ: يکشنبه 15 فروردين 1395 ساعت: 16:51

صفحه بندی