
به گزارش شبکه اطلاع رسانی هرمز،فقر، موضوع اصلی بحث ماست، فقر مالی، فقر اقتصادی، فقر معیشتی و محرومیت نیز خوانده می شود و برخی از اقتصاددانان در تعریف این نوع فقر می گویند:
فقر ناتوانی در برآورده ساختن نیازهای انسانی است.
فقر عدم برخورداری از حداقل امکانات معاش و یا به تعبیردیگرعدم برخورداری از قوت لایموت می باشد.
فقر ناتوانی انسان در تأمین حد کافی نیازمندی های بنیادی خود به منظور رسیدن به یک زندگی آبرومند و شایسته به عنوان شرط لازم در رسیدن به سوی کمال است.
برای شناخت دقیق فقر باید نیازهای اولیه و اساسی انسان مشخص شود. در ادبیات اقتصادی دو نوع فقر تعریف شده است:
هرگاه شخصی از تأمین نیازهای اولیه ی زندگی خود و افراد تحت سرپرستی اش ناتوان باشد و به عبارت دیگر، از آن میزان کالری یا پروتئین که برای ادامه ی حیات سالم لازم است برخوردار نباشند، دچار فقر مطلق است.
امروزه بخش عظیمی از افراد جهان در فقر مطلق به سر می برند. حدود 180 میلیون کودک در جهان، به ویژه در جنوب شرقی آسیا، از سوء تغذیه رنج می برند؛ و سالانه 5 میلیون کودک در جهان به سبب کمبود مواد غذایی جان خود را از دست می دهند. همین تعبیر را در سطح کلان و برای جوامع نیز می توان به کار برد؛ یعنی هرگاه درآمد سرانه ی جامعه یی از حد ّ لازم برای تأمین چنین نیازهایی کم تر باشد، این جامعه در فقر مطلق به سر می برد.
ممکن است گروهی از افراد یک کشور از توانایی لازم برای تأمین نیازهای اولیه ی زندگی برخوردار باشند؛ ولی به لحاظ این که درآمد و سطح زندگی آنان از متوسط درآمد جامعه پایین تر است، در فقر نسبی به سر برند. همچنین هرگاه درآمد جامعه یی از سطح متوسط درآمد کشورهای جهان پایین تر باشد، آن کشور، در سطح کلان، در فقر نسبی به سر می برد. هر چند نیازهای اساسی خود را تأمین کند.
فقر در لغت در معنای نیاز و تهی دستی به کار رفته است و مراد از آن در فقه بنابر قول مشهور ، عبارت است از نداشتن خرجی سال به قدر کفایت خود و کسانی که نفقه آنان بر عهده او است، مانند فرزندان، پدر و مادر و همسر.
جدای از جلوههای آشکار فقر، اگر کمی عمیق تر شویم با فقر پنهانی مواجه میشویم که متأسفانه دامنهاش در یک دهه اخیر بسیار گستردهتر شده، تنها راه برون رفت از این مشکل، ایجاد فرصتهای شغلی است؛ شرایطی که اعضای خانواده بتوانند کار کنند، حتی کارهای به ظاهر کوچک خانگی که خانمهای خانه میتوانند انجام دهند و در تسهیل چرخش اقتصاد خانواده مؤثر واقع شوند.
تورمی که در سالهای گذشته به شکل افسار گسیخته ای در جامعه ایجاد شد روی کل جامعه تأثیر گذاشت و جز یک اقلیت برخوردار، بقیه را فقیر کرد که نسبت این فقر میان اقشار مختلف جامعه متفاوت است.
در زمینه رفع فقر، دولتمردان قاعدتا در حد آگاهی هایی که ما داریم تلاش می کنند ولی به نظر می رسد که یک سلسله کاستی هایی در این زمینه وجود دارد که به آنها توجه نشده است؛ مثلا اقتصاد مقاومتی که اخیرا مطرح شده است و مقام رهبری همان را به عنوان یک جریان مطرح و بر مساله تولید تاکید کردند و به تعبیر قرآن جامعه ای که بخواهد بر روی پای خود بایستد و حرکت کند باید بر تولید توجه کند حقا ما بر تولید مخصوصا در بعد کشاورزی بسیار بی توجهی کرده ایم.
پس آن وضعیتی که در گذشته بود تغییر پیدا کرده است درست است که آن زمان تعداد عامل انسانی کارکن زیاد بود که الان نیست، ولی وقتی که کشاورز نمی تواند ابزار و مقدمات تولید را همراه داشته باشد نتیجه ای هم به دست نمی آورد.
موضوع گسترش نگران کننده فقر در جامعه یکی از مهم ترین معضلات اجتماعی ما محسوب میشود. مهم ترین ریشه و دلیل فقر بیکاری است و با توجه به درصد بالای بیکاران در کشور ما طبیعی است که فقر هم در جامعه مان رو به گسترش باشد. بیکاری هم در جامعه بسیار پردامنه است و شامل اقشار مختلفی میشود. گاهی حتی آدمهایی که در ظاهر به نظر میرسد فقیر نیستند و مشکل خاصی ندارند وقتی به زندگی شان ورود میکنیم میبینیم چقدر گرفتاری دارند.
هیچ وقت افرادی که مشغول به کارند و طعم بیکاری را نچشیدهاند نمیتوانند درد آدمهای بیکار را درک کنند. ما الان در جامعه مان کلی افراد تحصیل کرده بیکار داریم. جوانهای متخصصی که فوق لیسانس دارند اما شغلی برایشان وجود ندارد.
در استان هرمزگان در طول چند سال گذشته روند فقر ثابت بوده به طوری که همواره گروهی از خانوادهها بر اساس طرحهای توانمند سازی و اشتغال، ازدواج و یا تحصیل توانمند شده و از چرخه حمایت خارج شدهاند اما با این حال فقر همچنان در استان زایش داشته و افراد دیگری به چرخه حمایتی ورود پیدا کردهاند.
استان هرمزگان ظرفیت خوبی دارد و میتوان از این ظرفیت و پتانسیل برای کاهش فقر و توسعه عدالت اجتماعی استفاده نمود که البته این امر مستلزم همکاری دستگاه های مختلف اجرایی است.
اما در برخی از گروههای خاص به طور ویژه شاهد افزایش فقر بودهایم. برای مثال تعداد زنان سرپرست خانوار در استان نسبت به دهه های گذشته افزایش یافته به طوری که در حال حاضر 60 درصد مددجویان استان، زن سرپرست خانوار هستند ،همچنین طلاق نیز در استان نسبت به گذشته گسترش یافته و این مسئله نیز به عاملی برای افزایش ورودی به کمیته امداد تبدیل شده است.
در حال حاضر بیش از 57 هزار خانوار نیازمند در استان هرمزگان وجود دارد و از این میان، زنان، سرپرست 33 هزار خانوار نیازمند این استان هستند.
انتهای پیام/ی
- - , .
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان